سيد جلال الدين آشتيانى

698

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

حقيقت محمديهء « ص » ، همان‌طورىكه قبلا بيان شد ، صورت اسم جامع الهى و مربوب اسم اعظم است ، و چون هر صورت و مظهرى با ظاهر و اصل متحد است ، عين ثابت محمدى « ص » با اسم اعظم در وجود خارجى اتحاد دارد ؛ بلكه به نظر تحقيق ، حقيقت محمديه « ص » ، عين فيض اقدس و اسم اعظم است باعتبار جهت وحدت . به اين اعتبار حقيقت خاتميه ، در حضرت واحديت متجلى در جميع اسماء ، و باعتبار وجود خارجى متجلى در جميع مظاهر است ، و فيض و استمداد از وجود پاك او بجميع موجودات مىرسد ، و مربى جميع صور و مظاهر عالم وجود است . و چون حقايق عالم داراى جهات ظهور و جهات بطونند ، باعتبار مظهريت ، اسم ظاهر ، بلكه باعتبار ظهور ذات مربى و مبدا فيوضات ، و بحسب باطن حقيقت و ذات مربّى باطن ذات حقايق است . و خاصيت اتحاد با اسم اعظم كه جامع جميع اسماء است ، تجلّى در جميع حقايق و ما سوى اللّه مىباشد . بنا بر اين ، حقيقت محمديه به ربوبيت مطلقه ، مربّى عوالم وجود از عنصرى و مثالى و مراتب روحى و عقلى است . اشيا بحسب بطون ذات ، مظهر اسم باطن ، و باعتبار ظهور ، مظهر اسم ظاهرند ، و حاكم بر اسماء ظاهريه و باطنيه اسم اعظم و اسم جامع الهى است . چون افتتاح وجود بتوسط اسم اعظم و باطن حقيقت احمدى است . حضرت فرموده است : « خصصت بفاتحة الكتاب و خواتيم سورة البقرة » . و چون اسم اللّه ، مبدا انفتاح ظاهر و باطن وجود است ، و انسان كامل بتوسط اين اسم متجلى در جميع اسماء و مظاهر اسماء است از حضرت جمع وجود واحديت هستى وارد شده است : « الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » . پس مربى جميع عوالم از اجسام و ارواح ، همين حقيقت كليه الهيه است . * * * سرّ اختصاص رسول امّى عربى بفاتحة الكتاب ، مظهريت او نسبت بجميع اسماء حسنى و صفات علياء است . مثل ساير انبياء اختصاص به مظهريّت و ظهور اسمى دون اسمى ندارد . بيان اين مطلب و سرّ اختصاص او به مظهريّت تامه و اختصاص تام او بفاتحة الكتاب ، از غوامض معارف است . فهم تام و كامل آن